| ورود به سايت

   
 
    کمينه 

صلاحیت ، قابلیت پذیرش و حقوقی قابل اجرا  

 

مادة 5 - جرائم داخل در صلاحيت ديوان

/Files/Images صلاحيت ديوان منحصر است به مهم ترين جرائمي كه ماية نگراني جامعة بين المللي است. ديوان به موجب اين اساسنامه نسبت به جرايم زير صلاحيت رسيدگي دارد :

جنايت نسل كشي
جنايات ضد بشريت
جنايات جنگي
جنايت تجاوز

/Files/Images ديوان زماني در مورد جنايت تجاوز اعمال صلاحيت خواهد كرد كه مطابق مواد 121 و 123 ، مقررات مربوط به آن شامل تعريف اين جنايت و تعيين شروطي كه ديوان به موجب آن درخصوص اين جنايت اعمال صلاحيت خواهد كرد ، تصويب شده باشد.
اين مقررات بايد هماهنگ با مقررات مربوط در منشور ملل متحد باشد.

مادة 6 - نسل كشي

منظور از نسل كشي در اين اساسنامه ، هريك از اعمال مشروحة ذيل است كه به قصد نابود كردن تمام يا قسمتي از يك گروه ملي ، قومي ، نژادي يا مذهبي از حيث همين عناوين ارتكاب مي يابد.
قتل اعضاي يك گروه
ايراد صدمة شديد نسبت به سلامت جسمي يا روحي اعضاي يك گروه
قراردادن عمدي يك گروه در معرض وضعيات زندگي نامناسبي كه منتهي به زوال قواي جسمي كلي يا جزئي آن بشود .
اقداماتي كه به منظور جلوگيري از توالد و تناسل يك گروه صورت گيرد
انتقال اجباري اطفال يك گروه به گروه ديگر

مادة 7 - جنايات ضد بشريت

/Files/Images منظور از جنايات ضد بشريت در اين اساسنامه هريك از اعمال مشروحة ذيل است، هنگامي كه در چارچوب يك حملة گسترده يا سازمان يافته بر ضد يك جمعيت غيرنظامي و با علم به آن حمله ارتكاب مي گردد.

قتل ؛
ريشه كن كردن ؛
به بردگي گرفتن ؛
اخراج يا انتقال اجباري يك جمعيت ؛
حبس كردن يا ايجاد محروميت شديد از آزادي جسماني كه برخلاف قواعد اساسي حقوق بين الملل انجام مي شود ؛
شكنجه ؛
تجاوز جنسي ، برده گيري جنسي ، فاحشگي اجباري ، حاملگي اجباري ، عقيم كردن اجباري، يا هر شكل ديگر خشونت جنسي همسنگ با آنها ؛
تعقيب و آزار مداوم هرگروه يا مجموعة مشخصي به علل سياسي ، نژادي، ملي، قومي، فرهنگي، مذهبي ، جنسي يا علل ديگر ، در ارتباط با هريك از اعمال مذكور در اين بند يا هر جنايت مشمول صلاحيت ديوان، كه در سراسر جهان به موجب حقوق بين الملل غيرمجاز شناخته شده است ؛
ناپديد كردن اجباري اشخاص ؛
جنايت آپارتايد ؛
اعمال غير انساني مشابه ديگري كه عامداً به قصد ايجاد رنج عظيم يا صدمة شديد به جسم يا به سلامت روحي و جسمي صورت پذيرد.

/Files/Images منظور از [ تعبيرات به كار رفته در بند1 اين ماده ]

حملة گسترده يا سازمان يافته بر ضد هر جمعيت غير نظامي رفتاري است مشتمل بر ارتكاب مكرر اعمال مذكور در بند 1 بر ضد هر جمعيت غير نظامي كه در تعقيب يا پيشبرد سياست يك دولت يا يك سازمان براي انجام چنين حمله اي صورت گرفته باشد.

ريشه كن كردن شامل تحميل عمــدي وضعيت خاصي از زندگي است از جمله محروم كردن از دسترسي به غذا و دارو كه به منظور منهدم كردن بخشي از يك جمعيت برنامه ريزي مي شود.
به بردگي گرفتن يعني اعمال اختيارات مربوط به حق مالكيت بر انسان و مشتمل است بر اعمال چنين اختياري در جهت خريد و فروش انسان به ويژه زنان و كودگان.
اخراج يا انتقال اجباري يعني جا به جا كردن اجباري اشخاص مورد نظر از طريق بيرون راندن يا ديگر اعمال قهر آميز از منطقه اي كه قانوناً در آنجا حضور دارند، بدون مجوزي براساس حقوق بين الملل.
شكنجه يعني تحميل عمدي درد يا رنج شديد جسمي يا روحي بر شخصي كه درتوقيف يا تحت كنترل متهم [ به شكنجه ] است؛ الا اينكه شكنجه شامل درد يا رنجي كه صرفاً ناشي از مجازات قانوني كه ذاتي و يا لازمة آن است ، نمي شود.
حاملگي اجباري يعني حبس كردن غير قانوني زني كه به زور حامله شده است ، به قصد تأثيرگذاري بر تركيب قومي يك جمعيت يا ديگر نقضهاي فاحش حقوق بين الملل.
اين تعريف به هيچوجه نبايد طوري تفسير شود كه بر قانون ملي [داخلي كشورها] مربوط به حاملگي تأثير بگذارد.
تعقيب و آزار مداوم يعني محروم كردن عمدي و شديد از حقوق اساسي برخلاف حقوق بين الملل به دليل هويت آن گروه يا مجموعه ؛
جنايت آپارتايد يعني ارتكاب اعمال غير انساني ازنوع اعمال مذكور در بند 1، از طريق يك رژيم نهادينه شده و ايجاد فشار و سلطة منظم توسط يك گروه نژادي بر يك گروه يا گروههاي نژادي ديگر و ارتكاب آن اعمال به قصد حفظ و نگهداري آن رژيم .
ناپديد كردن اجباري اشخاص يعني بازداشت يا حبس يا ربودن اشخاص توسط يك دولت يا سازمان سياسي ، يا با اجازه يا حمايت يا رضايت آنها و سپس امتناع از اعتراف به محروميت اين اشخاص از آزادي يا امتناع از دادن اطلاعات از سرنوشت يا محل وجود آنان ، با قصد دور كردن آنان از حمايت قانون براي مدت طولاني.

/Files/Images در اين اساسنامه منظور از اصطلاح جنسيت مفهومي است كه عرفاً به دو جنس مرد و زن اطلاق مي شود . اصطلاح جنسيت به هيچ معناي ديگري غير از معناي فوق دلالت نخواهد كرد.

مادة 8 - جنايات جنگي

/Files/Images ديوان نسبت به جنايات جنگي صلاحيت دارد به ويژه هنگامي كه در قالب يك برنامه يا سياست عمومي يا در قالب ارتكاب گستردة چنين جرائمي صورت گرفته باشد

/Files/Images منظور از جنايات جنگي در اين اساسنامه موارد ذيل است :

نقضهاي فاحش كنوانسيون هاي 12 اوت 1949 ژنو ، يعني هر يك از اعمال مشروحه ذيل بر ضد اشخاص يا دارائيهايي كه تحت حمايت مقررات كنوانسيون مربوطة ژنو قرار گرفته اند:

كشتار عمدي ؛
شكنجه يا رفتار غير انساني ، از جمله آزمايشهاي زيست شناختي ؛
فراهم آوردن موجبات رنج عظيم يا صدمة شديد به جسم يا سلامتي؛
تخريب و ضبط گسترده امــوال كه ضرورتهاي نظامــي آن را توجيه نمي كند و به صورت غيرقانوني و خودسرانه اجرا شده است ؛
اجبار اسراي جنگي يا ديگر اشخاص مشمول حمايت [ كنوانسيون ] به خدمت در صفوف نيروهاي دولت دشمن ؛
مـحروم كردن عــمدي اســراي جنگي يا ديگر اشخاص مشمول حمايت از حق محاكمة عادلانه و قانوني ؛
تبعيد يا انتقال غيرقانوني يا حبس غيرقانوني ؛
گروگان گيري ؛

ديگر نقضهاي فاحش قوانين و عرفهاي مسلم حقوق بين الملل و حاكم بر منازعات مسلحانه بين المللي يعني هر يك از اعمال مشروحة ذيل :

هدايت عمدي حملات بر ضـــد مردم غير نظامي در كليت آن يا برضد افراد غيرنظامي كه مشاركت مستقيم در مخاصمات ندارند ؛
هدايت عمدي حملات بر ضد اهداف غير نظامي ؛
هدايت عمدي حملات بر ضد كاركنان تاسيسات ، مواد ، واحــدها يا وســايل نقليه اي كه در كمك رساني بشردوستانه يا ماموريتهاي حفظ صلــح به موجب منشور ملل متحد به كار گرفته مي شوند، مادام كـه آنها از حمايتي برخوردارندكه به غير نظاميان يا اهـداف غيرنظامي بــه موجب حقوق بين المللي منازعات مسلحانه داده شده است ؛
انجام عمدي حمله اي با علم به اين كه چنين حمله اي باعث تلفات جــــاني يــا آسيب به غيرنظاميان ياخسارت به اهداف غير نظامـي يا آسيب گسترده ، دراز مدت و شديد به محيط زيست خواهد شـــد و آشكارا نسبت به مجموعة فايدة نظامي ملموس و مستقيم مورد انتظار از آن بيش از اندازه است ؛
حمله يا بمباران شهرها ، روستاهــا، مناطق مسكوني يا ساختمانهايي كه بي دفاع بوده و اهداف نظامي نيستند با هر وسيله اي كه باشد؛
كشتـن يا زخمي كردن رزمنـده اي كه سـلاح خــود را بر زمين گذاشته يا وسيله اي يا براي دفاع ندارد و از روي اختيار تسليم شده است ؛
سوء استفاده از پرچم متاركة جنگ يا پرچم ، نشانها و لباسهاي متحدالشــكل دشمن يا سازمان ملل يا علائم مشخصه كنوانسيونهاي ژنو به طوري كه منجربه مرگ يا آسيب شديد به اشخاص شود ؛
اقدام دولت اشغالگر، به طــور مستقيم يا غيرمستقيم، براي انتقال بخشهايي از جمعيت غير نظامي اش به سرزميني كه اشغال مي كند، يا تبعيد يا انتقال تمام يا بخشهايي از جمعيت سرزمين اشغالي در داخل يا به خارج اين سرزمين ؛
هدايت عمدي حملات بر ضد ساختمانهايي كه براي مقاصد مذهبي،
آمـوزشي، هنـري، علمي يا خيريـه اختصاص يافتـه و حمله بـه آثـار
تاريخي ، بيمارستانها و مـكانهاي تجمع بيماران و زخمي ها مشروط بر آن كه آن مكانها اهداف نظامي نباشند؛
در معرض نقص بدني يا هر نوع آزمايش پزشكي يا علمي قرار دادن اشخاصي كه تحت سلطه طرف ديگر هستند كه نه درمـان پزشكي ، دندانپزشكي يا بيمارستاني شخص مورد نظر آن را توجيه مي كند و نه در جهت منفعت وي صورت مي گيرد و موجب مرگ يا خــطر جدي براي آن شـخص يا اشخاص مي شود؛
خائنانه كشتن يا زخمي كردن افرادي كه به دولت يا ارتش دشمن تعلق دارند؛
اعلان اين مطلب كه به احدي رحم نخواهد شد [ احدي در قيد حيات نخواهد ماند] ؛
تخريب يا ضبط اموال دشمن مگر آنكه ضرورتهاي جنگ چنين تخريب يا ضبط اموال را ايجاب نمايد ؛
اعلان ايــن مطلب كه حقــوق و دعاوي اتباع طرف دشمن در هر دادگاهي منسوخ ، معلّق يا غير قابل قبول است ؛
اجبار اتباع طرف دشمن به شركت در عمليات جنگي برضد كشور خود، هرچند آنها پيش از شروع جنگ در خدمت دولت متخاصم بوده اند.
غارت شهر يا محلي ، گرچه غلبه بر آن با زور صورت گرفته باشد ؛
به كار بردن سم يا سلاحهاي سمي ؛
استفاده از گازهاي خفه كننده ، سمي يا ساير گازها و تمام سيالات ، مواد يا ابزارهاي مشابه ؛
استفاده از گلوله هايي كه به آساني در بدن انسان منبسط يا پخش مي شـود ، مانند گلوله هايي كه داراي پوستة سختي هستند كه تمام هسته را نمي پوشاند يا آن كه شكافهايي روي پوسته ايجاد شده است ؛
به كار بردن سلاحـها، پرتابه ها و مواد و روشهاي جنگي كــه داراي
خــاصيت آسيب رســانـي بيش از حـد يـا مـوجب رنـج غيـــرلازم
مي شوند يا آنكــــه ذاتاً بدون تميز وتفكيــك [ اهداف ] و مغاير حقوق بين الملل منازعــات مسلحانه هستند؛ مشروط بر آنكه اين سلاحها موضوع منع جامع بوده و از طريق اصلاحيه اي مطابــق مقررات مربوط در مـواد 121 و 123 در ضميمة الحاقي بــه اين اساسنامه درج شود؛
تجاوز به كرامت شخص ، به ويژه رفتار موهن و تحقير آميز؛
ارتكاب تجـاوز [ جنسي ] ، برده گيري جنسـي ، اجبار به فحشاي جنسي، حاملگي اجباري آنچنانكه در بند 2 (و) ماده 7 تعريف شده است ، عقيم كردن اجباري، يا هر شكل ديگر از اشــكال خشونت جنسي كه موجب نقض فاحش كنوانسيونهاي ژنو مي شود؛
بهره برداري از حضور اشخاص غير نظامي ياديگر اشخاص برخوردار از حمايت به منظور مـصون نگاه داشتن نقاط ، مناطـق يا نيروهاي نظامي معين از عمــليات نظامي؛
هدايت عمدي حـــملات بر ضد ساختمانها، مواد، واحدها و وسايل نقليه پزشكي و افرادي كه نشانهاي مشخّصة كنوانسيونهاي ژنو را مطابق حقوق بين الملل به كار مي برند؛
تحميل گرسنگي به غير نظاميان به عنوان روش جنگي ، با محروم كردن آنان از مـــوادي كـه براي بقايشان ضروري اسـت ، از جمله جلوگيري خودسرانه از رسيدن كمكهاي امدادي پيش بيني شده در كنوانسيونهاي ژنو ؛
بسيج اجباري يا داوطلبانه كودكان زير 15 سال در نيروهاي مسلح ملي يا به كار گرفتن آنان براي مشاركت فعال در كارهاي جنگي ؛

در حالت وقوع نزاع مسلحانه غيربين المللي ، نقض فاحش مادة 3 مشترك در چهار كنوانسيون 12 اوت 1949 ژنو يعني هريك از اعمال ارتكابي زير بـر ضد اشخاصي كـــه هيچگونه شركت فعالي در كارهاي جنگي ندارند، از جمله افراد نيروهاي مسلح كه سلاحهايشان را زمين گذاشته اند و كساني كه بــه سبب بيماري ، جراحت ، حبس يا هر

علت ديگري از شركت در جنگ ناتوان هستند:

خشونت بر ضد جسم و جان به ويژه قتل از هر نوع ، قطع عضو ، رفتار بيرحمانه و شكنجه ؛
تجاوز به كرامت شخص به ويژه رفتار موهن و تحقيركننده ؛
گروگانگيري ؛
صادر كردن احكام و اجراي مجازاتهاي اعدام بدون وجود حكم قبلي صادر شده از دادگاهي كــه به طور قانوني تشكيل شده باشد و تمام تضمـينهاي قضائي را كـه ضرورت آن به طور عام شناخته و پذيرفته شده است ، تامين نمايد؛

بند 2 (ج ) بر منازعات مسلحانه غير بين المللي منطبق است و بنابراين شامل حالتهاي آشوبها و تنشهاي داخلي همچون شورشها و اعمال خشونت آميز منفرد يا پراكنده يا اعمال مشابه ديگر نمي شود.

ديگر نقضهاي فاحش قوانين و عرفهاي قابل اجرا در منازعات مسلحانه غير بين المللي در چارچوب تعيين شده در حقوق بين الملل ، يعني هريك از اعمال زير:
هدايت عمدي حملات بر ضد مردم غيرنظامي در كليت آن يا بر ضد افراد غير نظامي كه در اعمال جنگي شركت مستقيم ندارند؛
هدايت عمدي حملات بر ضد ساختمانها ، مواد ، واحدها و وسايل نقليــه پزشـــكي ، و افــرادي كه از نشانــهاي مشخصه مـذكــور در كنوانسيونهاي ژنـو مطابق حقـــوق بين الملل استفاده مي كنند؛
هدايت عمدي حملات بر ضد كاركنان ، تأسيسات ، مواد، واحدها و خودروهايي كه در كمك رساني بشر دوستانه يا ماموريت حفظ صلح به موجب منشور ملل متحد به كار گرفته مي شوند، مادام كه آنها شايسته برخورداري از حمايتي هستند كه به موجب حقوق بين الملل منازعات مسلحانه به غيرنظاميان يا اهداف غيرنظامي داده شده است ؛
هدايت عمدي حملات بر ضد ساختمانهايي كـه براي مقاصد مذهبي ، آموزشي ، هنري ، علمي يا خيريه اختصاص يافته و [ نيز بر ضد ] آثار
تاريخي ، بيمارستانها و مكانهاي تجمع بيماران و زخمي ها مشروط بر آنكه آن مكانها اهداف نظامي نباشند؛
غارت شهر يا محلي ، گرچه غلبه بر آن با زور صورت گرفته باشد؛
ارتكاب تجاوز [ جنسي ] ، برده گيري جنسي ، اجبار بـه فحشاي جنسي ، حاملگي اجباري آنچنانكه در بند 2 ( و) مادة 7 تعريف شده است ، عقيم كردن اجباري يا هر شكل ديگر ازاشكال خشونت جنسي نيز كه موجب نقص فاحش كنوانسيونهاي ژنو مي شود ؛
بسيج اجباري يا داوطلبانه كودكان زير 15 سال در نيروهاي مسلح يــا گروههاي مسلح يا به كارگرفتن آنـان براي مشاركت فعــال در كارهاي جنگي ؛
صدور دستور جابه جايي اهالي غيرنظامي به دلايل مربوط به نزاع ، مگر آن كه امنيت غير نظاميان مورد نظر يا دلايل الزام آور نظامي چنين اقتضا كند ؛
خائنانه كشتن يا زخمي كردن رزمنده دشمن ؛
اعلان اين مطلب كه به احدي رحم نخواهد شد [ احدي در قيد حيات نخواهد ماند. ]
در معرض نقص بدني يا هر نوع آزمايش پزشكي يا علمي قراردادن اشخاصي كه تحت سلطه طرف ديگر هستند به طوري كه نه درمان پزشكي ، دندانپزشكي يا بيمارستاني شخص مورد نظر آن را توجيه مي كند و نه در جهت منفعت وي صورت مي گيرد و موجب مرگ يا خطر جدي براي آن شخص يا اشخاص مي شود ؛
تخريب يا ضبط اموال دشمن مگر آن كه ضرورتهاي جنگ چنين تخريب يا ضبط اموال را ايجاب نمايد؛

بند 2 (ه ) بر منازعات مسلحانه غير بين المللي قابل اجراست و بنابراين شامل حالتهاي آشوبها و تنشهاي داخلي همچون شورشها و اعمال خشونت آميز منفرد يا پراكنده يا اعمال مشابه ديگر نمي شود . [مقررات]

اين بند در مورد منازعات مسلحانه اي قابل اجرا است كه در قلمرو دولتي
اتفاق مي افتد كه منازعة مسلحانه طولاني مدتي ميان نيروهاي حكومت و گروههاي مسلح سازمان يافته يا ميان چنين گروههايي وجود دارد.

هيچيك از مطالب بندهاي 2 (ج) و (د) تاثيري بر مسئوليت حكومت براي حفظ يا برقراري مجدد قانون و نظم در كشور يا دفاع از وحدت و تماميت قلمرو دولت با تمام وسايل قانوني نخواهد گذاشت .

مادة 9 - عناصرتشكيل دهندة جرائم
/Files/Images عناصر تشكيل دهندة جرائم به ديوان كمك خواهد كرد تا مواد 6 و 7 و 8 را تفسير و اجرا نمايد . اين عناصر بايد به تصويب اكثريت دوسوم اعضاي مجمع دولتهاي عضو برسد ؛

/Files/Images اصلاحيه ها ي پيشنهادي بر عناصر تشكيل دهنده جرائم ممكن است به وسيله :
الف : هر دولت عضو
/Files/Images اكثريت مطلق قضات
/Files/Images دادستان
پيشنهاد شود .
اين اصلاحيه ها لازم است به تصويب اكثريت دو سوم اعضاي مجمع دولتهاي عضو برسد .

/Files/Images عناصر تشكيل دهنده جرم و اصلاحيه هاي آن نبايد مغاير با اين اساسنامه باشد.

مادة 10

هيچيك از مواد اين فصل از اساسنامه به هيچوجه نبايست به نحوي تفسير شود كه قواعد موجود يا در حال تشكيل حقوق بين الملل را كه براي مقاصد ديگري غير از اين اساسنامه مطمح نظر است ، محدود كند يا به آن لطمه بزند.

مادة 11 - صلاحيت از حيث زمان

/Files/Images ديوان تنها نسبت به جرائمي صلاحيت دارد كه بعد از لازم الاجرا شدن اين اساسنامه ارتكاب يافته باشد.

/Files/Images اگر دولتي پس از لازم الاجرا شدن اين اساسنامه عضو آن شود ، ديوان فقط نسبت به جناياتي اعمال صلاحيت مي كند كه پس از لازم الاجرا شدن اساسنامه در مــورد آن دولت ارتكاب يافته باشد. مگر آن كه آن دولت اعلاميه اي به موجب بند 3 مادة 12 [ مبني بر پذيرش اعمال صلاحيت ديوان ] داده باشد.

مادة 12 - پيش شرطهاي اعمال صلاحيت

/Files/Images دولتي كه عضو اين اساسنامه مي شود، بدان وسيله صلاحيت ديوان را نسبت به جنايات مذكور در ماده 5 مي پذيرد.

/Files/Images در حالت مادة 13 ، بند الف يا ج ، ديوان در صورتي مي تواند صلاحيت خود را اعمال نمايد كه حداقل يكي از دولتهاي ذيل عضو اين اساسنامه باشند يا صلاحيت ديوان را بر طبق بند 3 پذيرفته باشند:

دولتي كه در قلمرو آن [جرم] فعل يا ترك فعل مورد نظر روي داده يا در صورتي كه آن جنايت در كشتي يا هواپيما ارتكاب يافته ، دولتي كه آن كشتي يا هواپيما در آن به ثبت رسيده است .
دولتي كه شخص مورد تحقيق يا تعقيب تبعة آن است .

/Files/Images چنانچه پذيرش [ اعمال صلاحيت ديوان توسط ] دولتي كه عضو اين اساسنامه نيست به موجب بند 2 مورد نياز باشد، آن دولت مي تواند با سپردن اعلاميه اي نزد رئيس دبيرخانه اعمال صلاحيت ديوان را نسبت به جنايت مورد نظر بپذيرد. دولت پذيرنده به موجب فصل 9 بايد بدون هيچگونه تأخير يا استثناء با ديوان همكاري نمايد.

مادة 13 - اعمال صلاحيت

ديوان مي تواند مطابق مقررات اين اساسنامه صلاحيت خود را نسبت به جنايات مذكور درمادة 5 اعمال نمايد ، چنانچه:

/Files/Images يك دولت عضو وضعيتي را كه در آن يك يا چند جنايت به نظر مي رسد ارتكاب يافته است ، به موجب ماده 14 به دادستان ارجاع نمايد.
/Files/Images شوراي امنيت وضعيتي را كه درآن يك يا چند جنايت به نظر مي رسد ارتكاب يافته است، به موجب فصل 7 منشور ملل متحد به دادستان ارجاع نمايد.
/Files/Images دادستان تحقيقاتي را به موجب مادة 15 در مورد آن جنايت شروع نموده باشد .

مادة 14 - ارجاع وضعيت توسط يك دولت عضو

/Files/Images يك دولت عضو مي تواند موضوعي را كه ظاهراً در آن يك يا چنـد جنايت مشمول صلاحيت ديوان ارتكاب يافته است ، به دادستان ارجاع و درخواست تحقيق نمايد به اين منظور كه مشخص شود آيا شخص يا اشخاصي بايد به ارتكاب آن جنايات متهم شوند.
/Files/Images تا حد امكان در هر ارجاع بايستي اوضاع و احوال مربوط مشخص شده و همراه با اسناد مثبته اي باشد كه در دسترس دولت ارجاع كنندة قضيه قرار دارد.

مادة 15 -دادستــان

/Files/Images دادستان مي تواند خود رأساً براساس اطلاعاتي كه در مورد جنايات مشمول صلاحيت ديوان به دست مي آورد ، تحقيقات را آغاز نمايد.

/Files/Images دادستان بايستي دربارة اهميت اطلاعاتي كه دريافت كرده بررسي و تحليل نمايد. بدين منظور وي مي تواند اطلاعات اضافي را از دولتها، اركان ملل متحد، سازمانهاي بين الدولي يا غير دولتي يا منابع معتبر ديگري كه مناسب تشخيص مي دهد، جستجو نمايد و مي تواند شهادت كتبي يا شفاهي در مقر ديوان دريافت نمايد.

/Files/Images اگر دادستان به اين نتيجه برسد كه مبناي مستدلي براي پرداختن به تحقيق وجود دارد ، بايد درخواستي را به ضميمة كلية اسناد و مدارك تاييد كننده اي كه جمع آوري كرده است ، براي گرفتن مجوز تحقيق به شعبة مقدماتي تسليم نمايد. مجني عليهم مي توانند در شعبة مقدماتي ، مطابق آئين نامة دادرسي و ادلّه طرح شكايت نمايند.

/Files/Images اگر شعبة مقدماتي ، براساس بررسي درخواست [ دادستان ] و اسناد ضميمة آن ملاحظه نمايد كه مبناي مستدلي براي انجام تحقيق وجود دارد و اين كه موضوعي ظاهراً داخل در صلاحيت ديوان است ، بايستي اجازة شروع تحقيق را صادر نمايد. و اين امر لطمه اي به تصميمات بعدي ديوان نسبت به صلاحيت و قابل پذيرش بودن موضوع نمي رساند.

/Files/Images امتناع شعبة مقدماتي از صدور اجازة تحقيق مانع ارائه درخواست بعدي دادستان براساس حقايق يا ادلّه جديد در مورد همان وضعيت نخواهد شد.

/Files/Images اگر پس از بررسي مقدماتي مذكور در بند 1و 2 ، دادستان به اين نتيجه برسد كه اطلاعات تهيه شده مبناي مستدلي را براي تحقيق به دست نمي دهد ، بايستي به كساني كه اين اطلاعات را فراهم كرده اند، اطلاع دهد.
اين امر مانع بررسي اطلاعات بعدي توسط دادستان كه درباره همان وضعيت در پرتو حقايق و ادلّه جديد ارائه مي گردد، نخواهد شد .

مادة 16 - تعليق تحقيق يا تعقيب

چنانچه قطعنامه اي از سوي شوراي امنيت در اجراي فصل 7 منشور ملل متحد صادر شود و از ديوان درخواست شود تا تحقيق يا تعقيبي را معلق نمايد ، هيچ تحقيق يا تعقيبي به موجب اين اساسنامه نمي تواند به مدت 12 ماه شروع شود يا ادامه يابد ، اين درخواست به موجب همان شرايط قابل تجديد توسط شوراي امنيت مي باشد.

مادة 17 - مسايل مربوط به قابليت پذيرش

/Files/Images با توجه به بند 4 مقدمه و مادة 1 ، ديوان تصميم خواهد گرفت كه در موارد ذيل موضوعي [توسط ديوان] غير قابل رسيدگي است :

آن موضوع توسط دولتي كه بر آن صلاحيت دارد ، در دست تحقيق يا تعقيب است ، مگر آن كه آن دولت حقيقتاً مايل يا قادر به اجراي تحقيق يا تعقيب نباشد.
در مورد آن موضوع توسط دولتي كه بر آن صلاحيت دارد، تحقيق به عمل آمده و آن دولت تصميم گرفته است كه شخص مورد نظر را تحت پيگرد قرار ندهد، مگر آن كه آن تصميم ناشي از عدم تمايل يا عدم توانايي آن دولت بر پيگرد باشد.
شخص مورد نظر قبلاً به خاطر رفتاري كه موضوع شكايت است ، محاكمه شده است و محاكمه توسط ديوان به موجب بند 3 ماده20 مجاز نيست.
موضوع از چنان اهميتي كه اقدام ديگري از سوي ديوان را توجيه كند، برخوردار نيست.

/Files/Images به منظور تصميم گيري در مورد عدم تمايل [دولتي] در رسيدگي به موضوعي خاص ، ديوان بايستي با توجه به اصول دادرسي شناخته شده در حقوق بين الملل ، ملاحظه نمايد كه آيا يك يا چند مورد از شرايط ذيل وجود دارد [ياخير].

رسيدگي به اين منظور انجام شده يا در درست انجام است يا تصميم ملي به اين منظور اتخاذ شده است كه شخص مورد نظــر را از مسئوليت
كيفري در قبــال جنايات داخل درصلاحيت ديوان مذكور در مادة 5 مصون نگاه دارد؛
تأخيري غيرقابل توجيه در رسيدگي وجود داشته است كه با توجه به اوضاع و احوال با قصد اجراي عدالت نسبت به شخص مورد نظر مغايرت دارد؛
رسيدگي انجام شده يا در دست انجام به طور مستقل يا بي طرفانه نبوده و به نحوي صورت گرفته يا مي گيرد كه در آن شرايط با قصد اجراي عدالت نسبت به شخص مورد نظر مغايرت دارد.

/Files/Images به منظور تصميم گيري در مورد عدم توانايي [دولتي] در قضيه اي خاص ، ديوان بايستي با توجه به فروپاشي كامل يا قابل ملاحظه نظام قضائي ملي يا در دسترس نبودن چنين نظام قضائي نسبت به ناتواني آن دولت در مورد به دست آوردن متهم يا دليل و شاهد يا اصولاً انجام دادرسي نظر دهد.

مادة 18 - تصميم مقدماتي دربارة قابليت پذيرش

/Files/Images هنگامي كه وضعيتي به موجب بند الف ماده 13 به ديوان ارجاع شده است و دادستان رأي داده است كه اساس مستدلي براي شروع تحقيق وجود دارد، يا آن كه دادستان تحقيقي را به موجب بندج ماده 13 و ماده 15 آغاز كرده است ، دادستان بايستي [ اين تصميم را ] به كليه دولتهاي عضو و دولتهايي كه با توجه به اطلاعات موجود معمولاً بر جنايات مورد نظر اعمال صلاحيت مي نمايند، اعلام كند.
دادستان مي تواند مراتب را به صورت محرمانه به آن دولتها اعلام نمايد و در صورتي كه دادستان محرمانه بودن اطلاعات را براي حفاظت از اشخاص يا جلوگيري از نابودي ادلّه يا جلوگيري از اختفاي اشخاص لازم بداند، مي تواند دامنة اطلاعاتي را كه ارسال مي كند، محدود نمايد.

/Files/Images در فاصله يك ماه از دريافت اعلاميه ، هر دولتي مي تواند بــه ديوان اطلاع دهد كه از اتباع خود يا تبعة كشور ديگر در حدود صلاحيت قضائي نسبت به
اعمالي كه مشمول جنايات مندرج در مادة 5 بوده و با اطلاعات موجود در اعلاميه به دولتها، مرتبط ، است مشغول تحقيق مي باشد يا تحقيقاتي به عمل آورده است. بنا به درخواست آن دولت ، دادستان بايستي تحقيق از آن اشخاص را به آن دولت واگذار نمايد، مگر آن كه شعبة مقدماتي بنا به درخواست دادستان اجازه تحقيق [ براي وي ] صادر كند.

/Files/Images دادستان مي تواند 6 ماه پس از واگذاري امر تحقيق به يك دولت يا هر زماني كه تغيير مهمي در اوضاع و احوال براساس عدم تمايل يا عدم توانائي آن دولت بر اجراي تحقيق صادقانه پديد آمد، در آن تجديدنظر نمايد.

/Files/Images دولت مورد نظر يا دادستان مي توانند از قرار صادره توسط شعبة مقدماتي به موجب بند 2 ماده83 نزد شعبة استيناف تقاضاي تجديدنظر كنند. درخواست تجديدنظر مي تواند با قيد فوريت مورد رسيدگي قرار گيرد.

/Files/Images هنگامي كه دادستان تحقيقي را به موجب بند2 [ به دولتي ] واگذار مي كند، مي توانداز آن دولت بخواهد كه وي را به صورت دوره اي از پيشرفت تحقيقاتش يا هر تعقيب بعدي مطلع گرداند. دولتهاي عضو بايستي به چنين درخواستي بدون تاخير غيرضروري پاسخ دهند.

/Files/Images دادستان تا زمان صدور قرار شعبة مقدماتي يا در هر زماني كه تحقيقي را به موجب اين ماده [به دولتي ] وگذار كرده است، مي تواند استثنائاً ، از شعبة مقدماتي تقاضاي اختياراتي براي پيگيري اقدامات تحقيقي لازم به منظور حفظ ادلّه بنمايد. اين در مواردي است كه فرصت منحصر به فردي براي تحصيل ادلة مهم وجود دارد، يا در مواردي است كه احتمال خطر زيادي وجود دارد كه به چنين مداركي بعداً نتوان دست يافت .

/Files/Images دولتي كه نسبت به قــرار شعبة مقدماتي بــه موجب اين ماده اعتراض كرده
است ، مي تواند به موجب مادة 19 نسبت بــه قابل پذيرش بودن موضوعــي
[ توسط ديوان ] به دليل حقايق مهم بعدي يا تغيير مهمي در اوضاع و احوال اعتراض نمايد.

مادة 19 - اعتراض به صلاحيت ديوان يا قابل پذيرش بودن موضوع

/Files/Images ديوان بايد اطمينان حاصل كند كه نسبت به موضوعي كه به او عرضه شده است ، صلاحيت دارد . ديوان مي تواند رأساً نسبت به قابل پذيرش بودن موضوعي بر طبق ماده 17 تصميم بگيرد.

/Files/Images قابل پذيرش بودن موضوعي به دلايلي كه در ماده 17 به آنها اشاره شده يا صلاحيت ديوان مي تواند توسط شخص يا دولتهاي ذيل مورد اعتراض قرار گيرد.

متهم يا شخصي كه به موجب ماده 58 قرار بازداشت يا احضاريه براي وي صادر شده است .
دولتي كه بر موضوع صلاحيت دارد ؛ به دليل آن كه در حال تحقيق يا تعقيب موضوع است يا آن كه تحقيق يا تعقيب را انجام داده است، يا
دولتي كه به موجب ماده 12 پذيرش صلاحيت [ ديوان ] از سوي او لازم است.

دادستان مي تواند رأي ديوان را دربارة مسأله صلاحيت يا قابل پذيرش بودن [موضوعي] بخواهد. در جريان بررسي مسأله صلاحيت يا قابليت پذيرش ، كساني [ مراجعي] كه به موجب مادة 13 موضوع را [ به ديوان ] ارجاع كرده اند همچنين قربانيان [ مجني عليهم ] نيز مي توانند نظريات خود را به ديوان تسليم نمايند.

قابل پذيرش بودن موضوعي [ توسط ديوان ] يا صلاحيت ديوان تنها مي تواند يك بار توسط هر شخصي يا دولتي كه در بنــد 2 از آنها نــام برده

شده ، مــورد اعتراض قرار گيـرد. اعتراض بايستي پيش از شــروع محاكمــه صورت گيرد. در شرايط استثنايي ديوان مي تواند اجازه دهد كه اعتراضي بيش از يك بار و يا در زماني پس از شروع محاكمه مطرح شود. اعتراض به پذيرفته شدن موضوعي [ توسط ديوان ] ، در شروع محاكمه يا با اجازة ديوان پس از شروع محاكمه ، مي تواند فقط مبتني بر بند 1 (ج) ماده 17 باشد.

/Files/Images دولت هاي مذكوردر بندهاي2(ب) و(ج) بايد در اولين فرصت اعتراض [خود] را تسليم نمايند.

/Files/Images اعتراض به پذيرش موضوعي [ توسط ديوان ] يا اعتراض به صلاحيت ديوان چنانجه پيش از تأييد اتهامات باشد بايستي به شعبة مقدماتي ارجاع شود. [اما] پس از تأييد اتهامات بايستي به شعبة بدوي ارجاع شود. از تصميمات مربوط به صلاحيت يا قابليت پذيرش مي توان در شعبة استيناف بر طبق ماده 83 پژوهش خواهي كرد.

/Files/Images چنانچه اعتراض توسط دولتي صورت گرفته باشد كه در بند2(ب) يا 2(ج) از آن نام برده شده، دادستان بايستي تحقيق را تا آن زمان كه ديوان تصميمي بر طبق ماده [5]17 اتخاذ كند، به حالت تعليق در آورد .

/Files/Images تا زمان اتخاذ تصميم توسط ديوان، دادستان مي تواند تقاضاي اختياراتي از ديوان [براي مقاصد ذيل] بنمايد:

پيگيري اقدامات تحقيقي لازم مشابه آنچه در بند 6 مادة 18 ذكر شده است.
گرفتـن اظهارات و شـهادت از شاهد يا تكميل كــار جمع آوري و بررسي ادلّه اي كه پيش از تسليم اعتراض شروع شده بوده است ؛ و
با همكاري دولتهاي ذيربط، جلوگيري از اختفاي اشخاصي كه دادستان قبلاً قرار بازداشت آنها را مطابق ماده 58 درخواست كرده است .

/Files/Images اعتراض [به صلاحيت ديوان يا پذيرش موضـوع توسط ديوان] نبايـد بر اعتبار
اقداماتي كه توسط دادستان صورت گرفته يا بر اعتبار دستور يا قراري كه توسط ديوان پيش از آن اعتراض صادر شده، تأثير بگذارد.

/Files/Images چنانچه ديوان تصميم گرفته است كه موضوعي به موجب ماده 17 غيرقابل پذيرش است ، دادستان در صورتي كه كاملاً اطمينان حاصل كند حقايق جديدي پيدا شده است كه اساس تصميم قبلي [ديوان] به موجب ماده17 مبني بر غيرقابل پذيرش بودن موضوع را نفي مي كند، مي تواند درخواستي براي بازنگري در تصميم تسليم نمايد.

/Files/Images چنانچه دادستان، با رعايت مسائل مذكور در ماده 17، تحقيقي را [ به دولتي ] واگذار كرده است، دادستان مي تواند درخواست كند كه دولت ذيربط اطلاعات مربوط به روند رسيدگي را در اختيار وي قرار دهد. اين اطلاعات در صورت درخواست دولت ذيربط ، محرمانه خواهد بود. چنانچه دادستان متعاقباً تصميم به ادامة تحقيق بگيرد، بايستي مراتب را به دولتي كه تعليق [و واگذاري تحقيق] در رابطه با اقدامات آن دولت صورت گرفته است، ابلاغ نمايد.

مادة 20 - عدم جواز دو بار محاكمه براي يك جرم( اعتبار امر محكوم به)

/Files/Images به غير از موارد مذكور در اين اساسنامه ، هيچ شخصي را نمي توان در ديوان در ارتباط با [ اتهام ارتكاب ] جرمي كه قبلاً در ديوان به خاطر آن محكوم شده يا از آن برائت حاصل كرده است ، محاكمه كرد.

/Files/Images كسي كه [ به اتهام ارتكاب ] يكي از جرايم مندرج در ماده 5 در ديوان محكوم يا از آن تبرئه شده است ، در دادگاه ديگري [به خاطر همان جنايت] محاكمه نخواهد شد.

/Files/Images كسي كه براي ارتكاب عملي كه بـه موجـب مواد6 ،7و8 جرم شناخته شده ،

توسط دادگاه ديــگري محاكمه شده است، توسط ديوان[كيفري بين المللي]
براي همان رفتار محاكمه نخواهد شد، مگر آن كه جريان دادرسي در دادگاه ديگر:
الف : به منظور صيانت شخص مـورد نظر از مسئوليــت كيفري جنايات مشمول صلاحيت ديوان بوده است ، يا آن كه
ب : دادرسي مستقلانه و بي طرفانه مطابق ملاكهاي شناخته شده حقوق بين الملل صورت نگرفته و به شيوه اي انجام شده كه ، در اوضاع و احوال مربوطه ، مغايــر با قصد اجراي عدالت نسبت به شخص مورد نظر بوده است .

مادة 21 - حقــوق قـابل اجــرا

/Files/Images ديوان اجرا خواهد كرد:

در وهلة نخست ، اين اساسنــامه ، " عناصر تشكيل دهنده جرائم" و " آيين نامة دادرسي و ادله " مربوط به آن را
در مرحلــة دوّم، برحسب اقتضا ، معاهـدات قابل اجرا و اصــول و قواعدحقــوق بين الملل از جمله اصول مسلم حقــوق بين الملل منازعات مسلحانه
در غير اين صورت ، اصول عمومي حقوق كه توسط ديوان از قوانين ملي نظامهاي حقوقي جهان استخراج شده باشد، از جمله ، در صورت اقتضا ، قوانين ملي دولتهايي كه قاعدتاً بر آن جنايت اعمال صلاحيت مي كنند، مشروط بـر آن كـه آن اصول مغاير با ايـن اساسنامه و حقوق بين الملل و قواعـد و ملاكهــاي شناخته شـده بين المللي نباشد.

/Files/Images ديوان مي تواند اصول و قواعد حقوقي را چنانكه در تصميمات قبلي اش تفسير كرده است ، بكار بندد.

/Files/Images تطبيق و تفسيـر حقوقي كــه در اين مـاده پيش بيني شــده است نبايستـي
متناقض با حقوق بشر شناخته شـده بين المللي بوده و بايستي بدون هرگونه
تبعيض در زمينه هائي چون جنسيت، سن ، نژاد، رنگ، زبان، مذهب يا اعتقادات ، عقيده سياسي يا غيرسياسي، خاستگاه قومي يا اجتماعي، ثروت ، ولادت و وضعيتهاي ديگر، باشد.

چاپ  

چهارشنبه 19 اسفند 1388

 

 

Copyright 2009 by دفتر امور بین الملل